
MP3 128
Delam Barat Halake سرور
Dokhtare Aroosaki سرور
Khanoom Khoshgele سرور
Daram Miram سرور
Ajab Shabie Emshab سرور
Bavar Nakon سرور
Gir Midadi سرور
Fasle Akhar سرور
Ounshab سرور
Gonjishke سرور
Taranei Baraye X سرور
Zendegi Bi To سرور
Akharin Booseh سرور
اهل کاشانم روزگارم بد نيست تکه ناني خرده هوشي سر سوزن ذوقي من در اين آبادي، پي چيزي مي گشتم: پي خوابي شايد، پي نوري، ريگي، لبخندي پشت تبريزي ها غفلت پاکي بود،که صدايم مي زد. پاي نيزاري ماندم، باد مي آمد، گوش دادم: چه کسي با من حرف مي زد؟ سوسماري لغزيد. راه افتادم. يونجه زاري سر راه، بعد جاليز خيار، بوته هاي گل رنگ وفراموشي خاک. لب آبي گيوه ها را کندم، ونشستم، پاها در آب: (( من چه سبزم امروز وچه اندازه تنم هوشيار است! نکند اندوهي، سر رسد از پس کوه. چه کسي پشت در ختان است؟ هيچ، مي چرد گاوي در کرد. ظهر تابستان است. سايه هايي بي لک، گوشه اي روشن وپاک، کودکان احساس!جاي بازي اينجاست. زندگي خالي نيست: مهرباني هست، سيب هست، ايمان هست. آري تا شقايق هست، زندگي بايد کرد در دل من چيزي است، مثل يک پيشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بي تابم، که دلم مي خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه دورها آوايي است، که مرا مي خواند)).

